خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 19:56

نزديک ميلاد حضرت زهرا بود که نشسته بودم روي سنگهاي خنکِ بين الحرمين. يه جوري که رووم به آقا، امام حسين ع بود و گنبد آقا ابالفضل رو هم مي ديدم. زيارت عاشورا خونده بودم که آروم آروم زمزمه ي من هم اين شد:با تو دارد سايه ي سر، باابالفضلَت رکاببي تو واي از ناقه ي بي مَحمِل و اشکِ مدامبا تو دورِ خيمه

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 19:56

روز سوم نوروز بود. پاشُديم رفتيم خونه عمه ي نازنينم، جهت عيد ديدني. يا به قولِ پدرم جهتِ صله ارحام. وارد كه شديم، طبق رسم ديرين، مورد استقبال گرم قرار گرفتيم و ديده بوسي و تبريك سال نو و ... تعارف كردن نشستيم. كم كم تشريف آوردن همگي دورِ هم نشستيم. هنوز طبق رسم ديرين بود... تا اينكه دوبه دو مشغول صح

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 16:13

صفحه بندی